تاریخ انتشار:1400/10/14 - 13:26 | کد خبر : 8591

آلفرد یعقوب‌زاده و خنده‌های واقعی‌ و لهجۀ ارمنی-فرانسوی‌

سهیلا عابدینی این صفحه با این منظور ساده که همه به ‌طور نوستالژیک بگن «آآآ… اووو… ایییی…»، دکمه تماشای چند فریم عکس و معرفیِ چندخطی از عکاس را روشن کرد. وقتی ۲۰۰ سال پیش اولین تصویر عکاسی مربوط به اصطبل و کبوترخانه ثبت شد، کسی فکرش را نمی‌کرد که عکاسی چه نقش مهمی پیدا کند […]

سهیلا عابدینی

این صفحه با این منظور ساده که همه به ‌طور نوستالژیک بگن «آآآ… اووو… ایییی…»، دکمه تماشای چند فریم عکس و معرفیِ چندخطی از عکاس را روشن کرد. وقتی ۲۰۰ سال پیش اولین تصویر عکاسی مربوط به اصطبل و کبوترخانه ثبت شد، کسی فکرش را نمی‌کرد که عکاسی چه نقش مهمی پیدا کند و بعد از سیروسفر در بالا و پایین کره زمین به کُرات دیگر هم راه باز کند. شاید هم ۲۰۰ سال دیگر به اولین تصویر عکاسی‌ ثبت‌شده‌مان برگردیم که با اسب و کبوتر باشد، به ‌طور نوستالژیکِ «همین الان یهویی».

نقطه فوکوس این صفحه: آلفرد یعقوب‌زاده

مردان هندی بدن‌شان را به‌شکل ببر برای جشن پولی کولی (رقص ببر، یکی از انواع هنرهای محلی کرالا در چهارمین روز جشنواره اونام) نقاشی کردند. پولی کولی هنر مردمیِ تفریحی و رنگارنگ است. ببر نماد ملی هند و از حیوانات مقدس است. حیوان‌های ملی هند یعنی ببر و شیر بزرگ، وسیله نقلیه خدای هندو (الهه مادر؛ الهه حفظ، مقاومت و محافظت) هستند. مجریان مانند ببرها و شکارچیان با رنگهای زرد، قرمز و سیاه روشن با ضرب‌ سازهایی مانند طبل و دهل نقاشی می‌کشند. پولی کالی به معنی «بازی ببرها» است. تریسور، هند، 07/09/2017

آلفرد یعقوب‌زاده در خانواده‌ای فرهنگی از پدری ارمنی و مادری آشوری در سال ۱۳۳۷ در تهران متولد شد. او در سال 1357 تحصیل در رشتۀ طراحی داخلی را رها کرد و وارد دنیای عکاسی شد و دنیایی از عکس را خلق کرد. این عکاس با عکس‌هایی از انقلاب ایران، جنگ ایران و عراق، بحران‌های داخلی سومالی، افغانستان، ازبکستان، تاجیکستان، کوبا، هند، ترکیه، روسیه، عراق، چین، چچن، سری‌لانکا، آمریکا و… لحظات تاریخی را ثبت کرده است. مجموعه‌های او چندین بار جوایز معتبری را به دست آوردند.

یک پسر هندو در جشن‌های هولی در ورینداوان که صورتش با پودر رنگی آغشته شده. هولی، جشنواره رنگ‌هاست و سالانه در ماه مارس در روز بعد از ماه کامل رخ می‌دهد. عیاش‌ها پودر و آب رنگی را با ذوق و شوق زیادی روی یکدیگر می‌پاشند، درحالی‌که بزرگسالان دست صلح را دراز می‌کنند. ورینداوان، هند، 23 مارس 2016

آلفرد یعقوب‌زاده در جنگ چچن به‌شدت زخمی شد، در نوار غزه به گروگان گرفته شد، در تظاهرات فرانسه سنگ‌ها به او خورد و خیلی اتفاقات و حوادث دیگر که در طی سال‌ها عکاسی‌اش تجربه کرده ولی با وجود آن‌ها همیشه با لبخندی بر لب و هیجانی در صدایش در حال پیدا کردن لوکیشن بعدی‌ عکاسی‌اش است. او با خبرگزاری‌ها و آژانس‌هایی ازجمله آسوشیتدپرس، گاما، سیگما، سیپا، مجله نیوز ویک و… همکاری کرده ولی در حال حاضر عکاس آزاد است و در خانه‌اش در پاریس از قرنطینه و کرونا و مسائل پیرامونش عکاسی می‌کند و می‌گوید حوصله‌اش در خانه سر رفته چون مجبور است روبروی کامپیوتر بنشیند و کارهایش را از آن طریق انجام دهد. کامپیوتر هم که انسان نیست.

افراد توسط فیل «لاکشمی» خارج از معبد ماناکولا وینایاگار که به ارباب هندو گانشا فیل به ریاست خدای گانش (خدای موفقیت و خرد) اختصاص داده شده، برکت می‌گیرند. برکت گرفتن از فیل‌ها برای هندوها مقدس است و شهرت کمی نیست. وقتی مردم به او پول و غذا می‌دهند او با خرطوم آنها را تبرک می‌دهد. خدای موفقیت، تجسم خوش‌شانسی و ازبین‌برندۀ موانع است. Puducherry، هند، 20/08/2017

حرف نمی‌زد. آلفرد یعقوب‌زاده همین است. همین قدر فعال و مشتاقِ ارتباط. عمدۀ فعالیت‌های حرفه‌ای این عکاس به ثبت رویدادهای جنگ داخلی لبنان و جنگ افغانستان از سال ۱۹۸۶ تا سقوط طالبان اختصاص دارد. این عکاس تجربه‌های ارزشمندی نیز در زمینه آیین‌ها و مراسم مذهبی و سنتها در بیش از ۲۴ کشور دارد. آلفردخان ساکن پاریس است و از سال 1388 تا الان ایران نیامده و دلش می‌خواهد بیاید و سری هم به ارومیه و اقوام پدری‌اش بزند. با اینکه راهش دور است ولی در دسترس است. دغدغۀ نوجوان‌ها و جوان‌ها همیشه برایش مهم بوده و دلش می‌خواهد هرکاری که می‌تواند برای آنها بکند. از او دربارۀ آرزوی دوره نوجوانی‌اش پرسیدم، گفت:
تقریبا هیچ آرزویی نداشتم چون اکثر اوقات چیزهایی که می‌خواستم خونواده‌ام به من می‌دادن. چیزهایی هم که نمی‌شد خودم می‌بایستی فراهم می‌کردم. یادمه بچگیام یه همسایه‌ای داشتیم که زیاد می‌رفت هندوستان و میومد. به من همیشه می‌گفت چی می‌خوای برات بیارم، منم تنها آرزوم این بود که فیل داشته باشم. بچه بودم و نمی‌دونستم فیل چه اندازه‌ای می‌تونه باشه کوچکه یا بزرگه یا اینکه چطوری باید ازش نگهداری کنم. خانم همسایه اصلا چطوری می‌تونه یک فیل رو از هندوستان بیاره تهران. آرزوم بود که یه فیل داشته باشم ولی هیچ‌وقت فیل‌دار نشدم.

کارگر زن هندی در یک کارخانه آجرپزی سنتی. هزاران زن در کورۀ آجرپزی در بهاراتپور نزدیک آگرا کار می‌کنند. راجستان، عجمر هند 23/11/2018
  • چه آرزوی فیلی‌ای!… شما باید اسب می‌گرفتین و مثل شوالیه از پاریس سفرتون رو شروع می‌کردین. الان نه اسب دارین و نه نشان شوالیه ولی در خیلی از ‌جاهای دنیا ردی از شما و دوربین‌تان هست.
    دو سال پیش هند بودم گزارش تصویری از فیل‌ها تهیه کردم و متوجه شدم روزی ۲۵۰ کیلو غذا می‌خورند.(غش‌غش می‌خندد)
    براساس نظر کارشناسان چلچراغی آلفرد یعقوب‌زاده از اول یا آرزویی نداشته یا خودش را به آرزویش رسانده. او از معدود آدم‌های خنده‌رویی است که خنده‌هایش واقعی است و کارش، کار است. چندنمونه از عکس‌های او را با قصه‌هایشان به انتخاب خودش برای نوجوان-جوان 15 – 30 ساله با هم نگاه می‌کنیم باشد که رستگار شویم.
کومبه میلا (جشن بزرگ زیارت) در شهر الله‌آباد. 100 میلیون نمازگزار در طول 55 روز در آب‌های مقدس مراسم برگزار می‌کنند. گمان می‌رود گناهان را پاک می‌کند و برکت می‌بخشد. الله‌آباد، هند، 07/02/2013

چلچراغ 820

نوشته هایی دیگر از همین نویسنده: سهیلا عابدینی

نظر شما

دیگه چی داری اینجا؟