تاریخ انتشار:1398/02/16 - 05:47 | کد خبر : 6468

با ایـــنا خستگیمو در می‌کنم

انگار به دنبال مبارزه با زندگی و رو‌کم‌کنی از آن هستم. گذر عمر و ثانیه‌ها ارزشمند است. به من می‌گویند این سن وقت بازنشستگی است و من می‌گویم نه اصلا! یکی از بازیگران ‌هالیوودی حرف خوبی زده و اعتقاد من هم همین است؛

دیدار با گلاب آدینه ، بازیگر منتخب مخاطبان در سال 97

نوسنده : سید مهدی احمد پناه / الهه حاجی زاده

به دور از هر گونه ادا و اطوار و خودنمایی، روی یک میز و صندلی در کافه کنار سالن نشسته و قصد دارد به دیدن اجرایی از یک گروه ناشناس برود. همیشه این کار را می‌کند. اجرا‌های مختلف را با دقت انتخاب و پی‌گیری می‌کند، اما مثل همه مخاطبان دیگر و در کنار آن‌ها وارد سالن می‌شود و خودش را از مردم جدا نمی‌کند. نقش‌هایی هم که بازی کرده، نمایش‌دهنده همین مردم است که در میانشان زندگی می‌کند. به قول خودش بهترین جوایزش آن‌هایی هستند که مردم انتخابش کرده‌اند. آن‌چه خواهید خواند، چکیده‌ای است از گفت‌وگو با گلاب آدینه، بازیگر منتخب مخاطبان در سال 97.

چگونه است که بر خلاف بسیاری از هنرمندان، ما معمولا خانم آدینه را در سالن‌های اجرا به عنوان مخاطب تئاتر می‌بینیم؟
هر اجرا را به دلیلی می‌بینم. بعضی را به دلیل اجراهای قبلی کارگردان و گروه‌ها، بعضی را به دلیل حضور بازیگرانی که سلیقه کاری و بازی‌شان را دوست دارم و برخی را به خاطر سالن نمایششان. مثلا سعی می‌کنم نمایش‌های تالار مولوی را ببینم. چون انتخاب‌های خوبی دارد و نمایش‌های دیدنی و خلاقانه‌ای به صحنه می‌برد. به مخاطبان شما هم پیشنهاد می‌کنم حتما نمایش‌های این سالن را دنبال کنند.
شما جزو معدود هنرمندانی هستید که خیلی اهل مصاحبه و گفت‌وگو نیستید. این رویکرد شما از کجا نشئت می‌گیرد؟
اول این‌که حرف تازه‌ای ندارم و بعد این‌که حرف اگر حرف باشد، سانسور می‌شود و گفتنی نیست. چند سال پیش با یکی از اهالی مطبوعات صحبت می‌کردم. سوالی کردند که گفتم پاسخ این‌گونه پرسش‌ها ان‌شاءالله اگر عمری باشد، بماند برای 70 سالگی. فوقش می‌گویند: «آدینه زده به سرش. چی داره می‌گه؟» ولی حالا می‌بینم مثل این‌که باید بماند برای 80 سالگی به بعد!
به جز جوایز داخلی شما تابه‌حال دو جایزه بین‌المللی گرفته‌اید. این جوایز برای کدام فیلم‌ها بوده؟
بله، دو سال قبل یک جایزه‌ای از جشنواره فیلم پکن برای فیلم «آبجی» به کارگردانی خانم مرجان اشرفی‌زاده و یک جایزه هم امسال به خاطر فیلم «دوباره زندگی» به کارگردانی آقای رضا فهیمی. این جایزه را از جشنواره خروس طلایی چین گرفتم که خیلی خوشحالم کرد، چون جایزه مردمی بود. خیلی برایم عجیب و جذاب بود که بازی‌ام مورد توجه مخاطبان کشور دیگری قرار گرفته است. برگزیده هیئت داوران این جشنواره خانم ژولیت بینوش بودند.
چرا این فیلم هنوز اکران نشده است؟
نمی‌دانم پشت پرده اکران فیلم‌ها چه اتفاق‌هایی در جریان است و چه مناسباتی وجود دارد. فقط می‌دانم هر بار بهانه‌هایی برای اکران نشدن آورده می‌شود. متاسفانه فیلمی که در زمان خودش روی پرده نرود، می‌تواند فرصت‌های آینده کاری را از عوامل آن بگیرد.
بعد از این همه جایزه و مورد توجه قرار گرفتن، این نشان از سوی مخاطبان چلچراغ برای شما چه جایگاهی دارد؟
وقتی با من تماس گرفتند که انتخابی صورت گرفته و قرار است از طرف چلچراغ نشانی به من داده شود، فکر کردم این یک اتفاق ساده است و حالا که فهمیدم خوانندگان در این رده سنی هستند، خیلی ذوق کردم. به این دلیل که فکر می‌کنیم جوانان، جوان‌ترها را می‌پسندند و وقتی گفتید جوانان من را برای دریافت نشان انتخاب کرده‌اند، واقعا برایم جالب شد.
شما تجربیات فوق‌العاده‌ای را از سر گذرانده‌اید. برایمان جذاب است بدانیم گلاب آدینه امروز در جست‌وجوی چیست و در دنیای نمایش چه می‌خواهد؟
انگار به دنبال مبارزه با زندگی و رو‌کم‌کنی از آن هستم. گذر عمر و ثانیه‌ها ارزشمند است. به من می‌گویند این سن وقت بازنشستگی است و من می‌گویم نه اصلا! یکی از بازیگران ‌هالیوودی حرف خوبی زده و اعتقاد من هم همین است؛ تا زمانی که حافظه دارم، باید راهم را ادامه دهم و وقتی به کشف شغلم فکر می‌کنم، تازه می‌فهمم چه توانایی‌هایی در من هست که هنوز از آن‌ها استفاده نکرده‌ام.
شما همیشه به زندگی این‌طور نگاه می‌کرده‌اید؟
بله. انسان نمی‌داند پایان زندگی‌اش کجاست. بنابراین تا هرجا که توان داشته باشم، مبارزه می‌کنم. همین به مبارزه طلبیدن زندگی خیلی خوب است و واقعا دوست دارم از آن رو کم کنم.
ما بارها شاهد این توانایی‌های شما بوده‌ایم و از عوامل پروژه‌ها در مورد شما شنیده‌ایم که مثلا در نمایش «شیرهای خان بابا سلطنه» بعد از سانس دوم آن‌قدر آدرنالینتان بالا می‌رفت که می‌گفتید سانس سوم هم اجرا بروید! با این انرژی پس چرا این‌قدر کم کار می‌کنید؟
چون کارهای پیشنهادی برایم وسوسه‌انگیز نیست. دوست دارم تا جایی که جریان زندگی مرا به اجبار و تنگنا نینداخته، فقط در جایی باشم که خیلی دوستش دارم. از صمیم قلب دعا می‌کنم و امیدوارم هیچ‌کدام از همکارانم به خاطر سختی‌های زندگی مجبور به پذیرش آن‌چه مطلوبشان نیست، نشوند.
اگر امروز بخواهید یکی از عرصه‌های تئاتر، تلویزیون و سینما را انتخاب کنید، کدام‌یک اولویت دارند؟
اول رقص، بعد تئاتر.

برچسب ها:
نوشته هایی دیگر از همین نویسنده: سید مهدی احمدپناه

نظر شما

دیگه چی داری اینجا؟