تا فوتبال هست زندگی باید کرد

88

احمد تقی‌زاده

یک ثانیه‌های پایانی آخرین دیدار تیم ملی ایران در رقابت‌های انتخابی جام جهانی در برابر سوریه، یعنی همان لحظاتی که همه گوش به زنگ صدای سوت پایان بازی بودند، عمر سوما با شوتی نه‌چندان محکم دروازه ایران را باز کرد و گل تساوی سوریه را به ثمر رساند. نتیجه 2-2 روی اسکوربورد نقش می‌بندد و دیگر فرصتی هم برای ادامه کار نیست. بازی با همین نتیجه تمام شد و هواداران ایرانی با چهره‌های مغموم و ناراحت به‌خاطر از دست رفتن این پیروزی آن هم در ثانیه‌های پایانی در حال ترک ورزشگاه هستند. اما در اردوگاه رقیب فریاد شادی است که به آسمان سر می‌کشد و اشک شوق است که از چشم سرازیر می‌شود.

دو همه چیز طی چند ثانیه و با یک ضربه به سمت دروازه بیرانوند عوض شد؛ ثانیه‌هایی قبل‌تر ازبکستان و کره جنوبی به تساوی رسیده بودند و این یعنی مسیر صعود به سوری‌ها چراغ سبز نشان می‌دهد و درست در آخرین لحظات همانی می‌شود که برای هواداران سوری تعبیر رویایی باورنکردنی بود. سوریه گل دوم را به ثمر رساند، باخت را با تساوی عوض کرد، با تک امتیازی که به چنگ آورد، در رده سوم جدول این گروه قرار گرفت و راهی پلی آف شد. همه این‌ها با همان ضربه تمام‌کننده سوما رقم خورد؛ ضربه‌ای که به قعر دروازه ایران رفت تا غریو شادی از دل یک ملت بلند شود. آری، توپ گرد بار دیگر قدرت اعجاب‌آور اعجاز خود را به رخ کشید تا بی‌صدا فریاد بزند که آن‌چه در توان دارد، به فزون فراتر از توان خیلی‌هاست و آن‌چه از دست این توپ گرد برمی‌آید، از دست خیلی‌ها خارج است.

سه ضربه سوما فقط یک گل نبود؛ این ضربه نسبتا آرام کاری کرد که سازمان ملل و شورای امنیت و خیلی از نهادهای عریض و طویل بین‌المللی سال‌هاست از انجام آن عاجزند؛ آن‌ها که می‌خواستند شادی و نشاط را برای مردم سوریه به ارمغان بیاورند، اما گذر زمان عجز آن‌ها را فریاد زد. فوتبال باز هم کاری کرد که آن‌ها از انجامش ناتوان ماندند. شاید این وظیفه ذاتی فوتبال نباشد، اما جادوی حیرت‌انگیز دنیای توپ گرد تا به آن‌جا نفوذ کرده است که رسالت‌های فراتر از تصور خیلی‌ها را به دوش می‌کشد؛ لبخند را بر لبان آن‌هایی می‌نشاند که سال‌هاست بهانه‌ای برای خندیدن نمی‌یابند و چشمه خشکیده چشم‌هایشان را دوباره می‌جوشاند. همه این‌ها فقط و فقط با یک ضربه، یک گل و یک پیروزی سر به عالم واقعیت می‌گذارند.

چهار ضربه سوما فقط یک گل نبود، بهانه شادی و سرور یک ملت بود. ملتی که سال‌هاست درگیر جنگ و آشوب‌های داخلی و خارجی است و مردمی که سال‌هاست دلیلی برای شاد بودن و شاد زیستن ندارند و شاید هم شادی را از یاد برده‌اند. اما فوتبال بار دیگر بر اعجاز ماورایی خود صحه گذاشته و کاری می‌کند که دل‌های مردم خانه‌به‌دوش سوریه که زیر تلی از خاکستر غم و اندوه مدفون است، سر به تولدی دوباره گذاشته و فریاد شادی سر می‌دهند؛ تولد دوباره‌ای که در دل‌های غم‌زده مردم بی‌خانمان یک ملت شکوفا می‌شود. در پس اشک‌های زن و مرد و کودک و پیر و جوان به‌خوبی هویداست، درست مثل نوزادی که پس از تولد گریه سر می‌دهد و با صدای گریه نوزاد لبخند شادی بر لبان همه می‌شکفد و این‌بار بذر شادی و سرور در گوشه‌ای از دل‌های آکنده از غم و اندوه مردم یک کشور جوانه می‌زند، آن هم به پشتوانه جان تازه‌ای که از پیروزی تیم ملی کشورشان گرفته‌اند.

پنج ضربه سوما فقط یک گل نبود، شاهکاری بود که خیلی از کشورهای ثروتمند با امکاناتی فوق‌العاده گسترده‌تر از انجام آن عاجز بودند. کشورهای متمولی چون چین، قطر، امارات و ازبکستان، که ذره‌ای از مشکلات سوریه را هم نداشته و ده‌ها برابر این کشور برای آماده‌سازی خود خرج کرده بودند، از صعود باز ماندند. استرالیا با همه بزرگانش هم‌تراز سوریه عمل کرد. احتمال آن‌که آرژانتین با لیونل مسی افسانه‌ای هم به پلی آف برسد، بسیار زیاد است. یعنی بزرگان فوتبال آسیا و جهان برای دریافت بلیت جام جهانی روسیه، باید رقابت‌های خود را در پلی آف دنبال کنند و این همان کاری است که سوریه با همه مشکلاتی که با آن‌ها درگیر بود، به انجامش رساند.

شش اما در کنار همه شادی‌هایی که گل سوما به ارمغان آورد، یک افسوس بزرگ برای فوتبال‌دوستان سوری به جای ماند. سوریه در صورت به ثمر رساندن یک گل دیگر، یعنی کسب برتری برابر ایران، به لطف تفاضل گل بهتر در رده دوم جدول قرار می‌گرفت و به‌طور مستقیم راهی جام جهانی می‌شد؛ رویایی که البته برای آن‌ها محقق نشد و شاید به دست آمدن چنین فرصتی سال‌ها طول بکشد و این‌گونه فوتبال بار دیگر جایگاه بی‌بدیل و تاثیرگذار خود در جهان امروز را تثبیت کرد و آن را به رخ همه کشید. بار دیگر فوتبال کاری کرد تا دوباره فریاد زنده باد فوتبال، زنده باد زندگی طنین‌انداز شود؛ فریادی که سال‌هاست همه جهان آن را با تمام وجود درک کرده‌اند. فوتبال با جادوی فوق تصور خود نقبی است بر قلب تاریکی و ظلماتی که دنیا را فرا گرفته. امروزه فوتبال به خود می‌بالد که دیگر کسی از آن بدش نمی‌آید، ولو آن‌که عاشقش هم نباشد. و دیری نخواهد بود که همه دنیا عاشق فوتبال و دنیای توپ گرد شده و آن‌ها هم فریاد بکشند زنده باد فوتبال، زنده باد زندگی!

شماره ۷۱۸

یک جواب دهید