جایی برای جولان نیست

410

پایان حضور بنجل‌های به ظاهر مربی در فوتبال ایران
احمد تقی‌زاده

لیگ برتر ایران در دو سه فصل اخیر شرایط خاصی را پشت سر گذاشته که می‌توان گفت به لحاظ کیفی سطح این رقابت‌ها ارتقا یافته و پیشرفت محسوسی در آن دیده می‌شود. تردیدی نیست که یکی از عوامل این پیشرفت فنی و کیفی را می‌توان ارائه بازی‌های فوق‌العاده و باکیفیت از سوی سرخ‌پوشان تهرانی دانست؛ تیمی که از پانزدهمین دوره این رقابت‌ها روند رو به رشدی را آغاز کرد و در ادامه چنان بازی‌های درخشانی را به نمایش گذاشت که می‌توان سطح کیفی این تیم را فراتر از سایر تیم‌های حاضر در این رقابت‌ها دانست. از سوی دیگر، حریفان پرسپولیس هم تمام توان خود را به کار بسته‌اند تا بتوانند در میدان رقابت پابه‌پای قهرمان لیگ برتر شانزدهم برای کسب موفقیت تلاش کنند.
برانکو ایوانکوویچ بعد از غیب هشت ساله در فوتبال ایران، به عرصه رقابت‌های باشگاهی کشورمان بازگشت تا جای درخشان را در این تیم بگیرد، اما در عوض روزها و نتایج درخشان را به هواداران پرسپولیس هدیه کند. این حکایت از روزهای تاریک پرسپولیس در اوایل لیگ پانزدهم، یعنی روزهای قعرنشینی سرخ‌پوشان در لیگ برتر، آغاز شد، و در ادامه هر هفته پرسپولیس نشانی از پیشرفت را در بازی‌هایش به نمایش می‌گذاشت و در این راه به‌خوبی ردپای پروفسور کروات دیده می‌شد. روزهای خوب پرسپولیس تا آن‌جا ادامه یافت که دیگر کسی نمی‌توانست نتایج این تیم را مبتنی بر شانس دانسته و تاثیر حضور برانکو در این تیم را نفی کند؛ و اکنون کیفیت پرسپولیس و تاثیر حضور مربی کروات در این تیم و حتی در فوتبال ایران به جایی رسید که مسئولان باشگاه استقلال تهران هم کاملا مجاب شدند برای جایگزینی علیرضا منصوریان از یک مربی برجسته و باکیفیت خارجی استفاده کنند.

پایان دوران مربیان بی‌کیفیت

سال‌ها بود که فوتبال ایران از حضور مربیان کاربلد و بادانش خارجی بی‌بهره بود؛ اغلب مربیانی که در فوتبال ایران فعالیت می‌کردند، آورده خاصی، به لحاظ فنی، برای فوتبال ایران نداشتند. پای مربیان بی‌کیفیت خارجی که درآمدهای خوبی از این فوتبال داشتند، به ایران باز شده و اغلب بدون هیچ تاثیر مثبتی به کار خود در یک تیم پایان می‌دادند. جالب این‌که هنوز کار این مربیان با تیم‌هایشان به پایان نرسیده بود که سایر تیم‌های لیگ برتری برای استخدام آن‌ها صف کشیده و نیمکت خود را برای حضور این دسته از مربیان آماده و مهیا می‌کردند. به‌هیچ‌وجه نمی‌توان کتمان کرد که چه سرمایه‌ها و منابع مالی هنگفتی بابت به خدمت گرفتن چنین مربیانی در فوتبال ایران به هدر رفت و در ازای آن هم هیچ آورده و بهره‌ای نصیب فوتبال نشد. و البته برخی از این مربیان هم نه‌تنها بهره‌ای برای فوتبال ایران نداشتند که پس از ترک این فوتبال، شکایاتی از تیم‌های باشگاهی انجام داده و برخی تیم‌های باشگاهی را گرفتار پرداخت جرایم و مبالغ نجومی کردند. گرچه هنوز هم بعضی از باشگاه‌ها در استخدام برخی مربیان که امتحان خود را پس داده یا تاریخ مصرف آن‌ها به پایان رسیده، اصرار دارند و سکان هدایت تیم‌های خود را به دست آن‌ها می‌سپارند، اما به نظر می‌رسد دیگر آن روزها به پایان رسیده که فوتبال ایران بازار کسب درآمد برای مربیان بی‌کیفیت و بدون کارنامه خارجی باشد. بلکه مدیران و مسئولان باشگاه‌های ایرانی هم وسواس بیشتری برای به خدمت گرفتن مربیان خارجی به خرج داده و نمی‌خواهند شرایط به گونه‌ای رقم بخورد که در آینده پاسخ و توجیهی برای استخدام مربی خارجی نداشته باشند.

انقلاب فوتبال ایران با ورود کی‌روش

حدود هفت سال پیش بود که کارلوس کی‌روش، مربی شناخته‌شده فوتبال جهان، پس از هدایت تیم ملی پرتغال در جام جهانی 2010، به‌عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران انتخاب شد. کارنامه و سابقه کی‌روش به‌خوبی بیان‌گر کیفیت و دانش فنی بالای این مربی بود؛ از حضور در کنار آلکس فرگوسن در تیم منچستر و هدایت تیم کهکشانی رئال مادرید گرفته تا هدایت پرتغال در جام جهانی 2010، همگی نشان‌دهنده کیفیت فوق‌العاده بالای این مربی بود که مسئولان فوتبال ایران تصمیم به استخدام او در رأس کادر فنی تیم ملی گرفتند.
پس از حضور کی‌روش در تیم ملی و بازی‌های قابل قبول تیم ملی ایران در جام جهانی 2014، به‌ویژه در مصاف با لیونل مسی و یارانش، همه به این باور رسیدند که همان‌طور که حضور مربیان بی‌کیفیت و دردسرساز می‌تواند برای فوتبال ایران ضرر و هزینه‌های مالی به دنبال داشته باشد، به همان اندازه به کار گرفتن افراد بادانش و کاربلد هم می‌تواند فواید مثبت خود را داشته باشد و آثار پیشرفت آن را به‌خوبی می‌توان در نتایج و عملکرد تیم‌های باشگاهی و ملی مشاهده کرد. با وجود انتقاداتی که به برخی از رفتارهای کی‌روش در مدت زمان حضورش در فوتبال ایران صورت گرفته، اما کمتر هوادار یا کارشناسی را می‌توان یافت که عملکرد فنی مرد پرتغالی را زیر سوال ببرد. به‌ویژه، پس از جام جهانی 2014 برزیل که کارلوس کی‌روش تصمیم به تغییر نسل در فوتبال ایران گرفت، شرایط کیفی و سطح فنی تیم ملی کشورمان به جایی رسید که دیگر نه‌تنها نگران غیبت یا مصدومیت یک یا دو بازیکن در تیم ملی نبودیم، بلکه به واسطه ستاره‌ها و بازیکنان متعددی که کی‌روش آن‌ها را به تیم ملی دعوت می‌کرد، پیش‌بینی ترکیب تیم ملی در هر بازی کاری بسیار دشوار بود. مرد پرتغالی دست خود را آن‌چنان باز گذاشته بود که می‌توانست ترکیب‌های مختلفی را برای یک بازی به میدان بفرستد و دیگر بازیکنی نمی‌توانست اردوی تیم ملی را ترک کند و به زعم خود دست سرمربی را در پوست گردو بگذارد، زیرا کی‌روش در تیم ملی کاری کرده بود که نگران این رفتارهای به‌ظاهر تهدیدآمیز نبود.

پرسپولیس، برانکو و پایان سال‌های دور از اقتدار

تاثیر حضور کی‌روش در تیم ملی آن‌چنان مشهود و مثبت بود که مسئولان وقت باشگاه پرسپولیس را به استخدام یک مربی کاربلد و بادانش واداشت. با وجود مرد پرتغالی در فوتبال ایران، دیگر کمتر باشگاهی می‌توانست و می‌تواند نیمکت و پول‌های هنگفت خود را دو دستی تقدیم مربیانی کند که در پایان کارش، هیچ نشانی را از خود به یادگار نگذارد. برانکو به فوتبال ایران آمد و گرچه در اوایل حضورش نتایج مطلوبی کسب نکرد، اما سرانجام بر امور تیمش مسلط شد و توانست تاثیرات مثبت و ماندگاری از خود به جای بگذارد. سرخ‌پوشان پیش از لیگ برتر شانزدهم، دو دوره دیگر قهرمانی در این رقابت‌ها را تجربه کرده بودند، اما قهرمانی در لیگ برتر شانزدهم به‌وضوح کیفیت و شاخصه‌های فنی بالاتری برای این تیم به دنبال داشت و ارتش سرخ توانست با اقتداری مثال‌زدنی در شانزدهمین دوره لیگ برتر بر سکوی قهرمانی تکیه بزند.
هر دو قهرمانی قبلی پرسپولیس در روز پایانی رقابت‌های لیگ برای این تیم به دست آمده بود، اما شاگردان برانکو که در روزهای پایانی لیگ برتر پانزدهم قهرمانی را به استقلال خوزستان واگذار کرده بودند، در شانزدهمین دوره در فاصله چهار هفته به پایان بازی‌ها توانستند قهرمانی خود را مسجل کنند و بر بام فوتبال ایران تکیه بزنند. البته کسب قهرمانی تنها دستاورد برانکو برای پرسپولیس نبود؛ این تیم بسیاری از حدنصاب‌های تاریخ لیگ برتر را به دست آورد و توانست فصل تازه‌ای را در تاریخ این باشگاه رقم بزند. پرسپولیس دیگر آن تیمی نبود که حریفان بتوانند به‌سادگی دروازه این تیم را باز کنند یا از این تیم امتیاز بگیرند. کسب رکوردهای متوالی در زمینه‌های مختلف برای برانکو و تیمش عادی شده بود و پرسپولیس به واسطه نتایج بسیار درخشانی که در لیگ برتر شانزدهم کسب کرد، رکوردهای درخشانی را به ثبت رساند که دست‌یابی به آن‌ها به‌سادگی میسر نخواهد بود و شاید جابه‌جایی برخی از رکوردهای تیم برانکو چندین سال طول بکشد.
با حضور برانکو ایوانکوویچ روی نیمکت پرسپولیس، دیگر کمتر هواداری روی سکوها نگران قهرمانی این تیم در پایان فصل بود و شاید از نیم فصل دوم هواداران این تیم، و حتی طرفداران رقیب، هم به این باور رسیده بودند که حق تیم برانکو قهرمانی است و بس. البته از این مسئله هم نباید به‌سادگی گذشت که به نظر می‌رسد برانکو در مقایسه با روزهایی که هدایت تیم ملی ایران را بر عهده داشت، یک رنسانس و استحاله فکری و درونی را پشت سر گذاشته است. دیگر از آن مربی خبری نبود که برخی کارشناسان منتقد دانش و کیفیت فنی او بودند و بازیکن پس از تعویض شدن، به خودش جرئت می‌داد تا به همه چیز لگد بزند، بلکه پروفسور در روزهایی که تیمش بازی حساسی را پیش رو دارد و بازیکنان قابلی را هم روی نیمکت در اختیار ندارد، در مقابل مسائل انضباطی به‌خوبی جبهه می‌گیرد و دو بازیکن تیمش را تنبیه انضباطی می‌کند، یا رامین رضاییان را به‌خاطر مسائل حاشیه‌ای و زد و خورد در تمرینات، از جمع بازیکنان تیمش کنار می‌گذارد. این روزها پرسپولیس و حتی فوتبال ایران به‌خوبی از حضور پروفسور کروات بهره برده و می‌توانند از تاثیرات مثبت مربی‌ای بهره‌مند شوند که دیگر فوتبالش منتقدان ریز و درشت ندارد، بلکه حامیانی را پشت سرش می‌بیند که خواهان ادامه حضور او در فوتبال ایران هستند.

یافتن جانشین مناسب برای منصوریان

روزهایی که پرسپولیس به تاخت و تاز خود در لیگ برتر هفدهم ادامه می‌داد و نتایج درخشانی کسب می‌کرد، آبی‌پوشان روزهای سیاهی را در تاریخ این باشگاه رقم زدند و فریادهای اعتراض بر سر مرد محبوب استقلال بلندتر از همیشه به گوش می‌رسید. کار استقلال و منصوریان به بن‌بست رسید و مسئولان باشگاه تمام تلاش خود را برای یافتن یک مربی مناسب به کار بستند. اتفاق نظر روی استخدام یک مربی خارجی بود، اما مسئولان باشگاه به‌خوبی می‌دانستند که به واسطه حضور برانکو و نتایج درخشانی که در تیم رقیب کسب کرده، نمی‌توانند دست به هر انتخابی بزنند و نیمکت تیمشان را به دست هر مربی‌ای بسپارند. پس از بررسی‌های مختلف و نام‌های متعددی که مطرح شد، سرانجام وینفرد شفر آلمانی به‌عنوان سرمربی جدید آبی‌پوشان تهرانی اعلام شد. گرچه در ابتدا موافقان و مخالفان زیادی برای این انتخاب وجود داشت، اما دیری نپایید که پیرمرد آلمانی که سابقه کار در تیم‌های باشگاهی و ملی مختلفی را در کارنامه داشت، توانست تیم بحران‌زده را در دریای متلاطم و توفان‌زده به آرامش نسبی و ثبات قابل قبولی برساند. شاید کمتر مربی‌ای دست به تغییر مرد شماره یک تیمش می‌زد، اما شفر باتجربه در اولین گام، اقدام به بازسازی ساختار دفاعی و دروازه تیمش کرد. شرایط روزبه‌روز برای آبی‌پوشان بهتر و بهتر شد و کار به جایی رسید که این تیم توانست در بسته نگه داشتن دروازه، رکورد تاریخ لیگ برتر را بهبود بخشیده و به نام خود ثبت کند. این روزها شرایط تیمی و کیفیت استقلال به جایی رسیده که تیم‌های رقیب به‌سختی می‌توانند به دروازه این تیم نزدیک شوند، و حتی در صورت رسیدن به دروازه این تیم، سد محکمی به نام حسین حسینی را پیش روی خود دارند که به واسطه عملکرد فوق‌العاده در بازی‌های اخیر، کمتر کسی آمار خیره‌کننده و تاریخی او را از روی شانس تلقی می‌کند.

مربی ارزان اما باکیفیت

پس از حضور وینفرد شفر در ایران، انتقاداتی در این خصوص مطرح شد که مبلغ این مربی بسیار ارزان است و هیچ مربی برجسته و باکیفیتی با چنین مبالغ اندکی حاضر نمی‌شود در فوتبال کار کند. اما حضور برخی مربیان نظیر زلاتکو کرانچار و وینفرد شفر به‌خوبی این ادعا را نقض می‌کند. بر کسی پوشیده نیست که مربیان مطرح در سطح فوتبال جهان مبالغ سنگینی را درخواست می‌کنند، اما در میان مربیان به‌اصطلاح ارزان‌قیمت هم می‌توان مربیان خوب و باکیفیتی پیدا کرد که در فوتبال ایران تاثیرگذار و ماندگار باشند. به نظر می‌رسد با ورود کی‌روش، و پس از آن پروفسور کروات در پرسپولیس، سایر باشگاه‌ها دیگر بهانه‌ای برای جذب مربیان بی‌کیفیت و ارزان نداشته باشند و فوتبال ایران را به بازار کسب درآمد برای این مربیان تبدیل نکنند. حالا فوتبال به چنان جایگاه قابل احترامی دست یافته که پای هر مربی و بازیکن بی‌کیفیتی به آن باز نشود.

یک جواب دهید