تاریخ انتشار:1398/10/17 - 13:20 | کد خبر : 7041

راوی روايت‌هاي زنان سرزمينم

صحرا کریمی، فیلم‌ساز افغان، هم‌زمان با اکران «حوا، مریم، عایشه» از تجربه‌هایش به «چلچراغ» می‌گوید فاطمه رستمی زنان و مبارزات آن‌ها در راستای برابری و عدالت‌طلبی مسئله‌ای ریشه‌دار است و وجوه متمایز آن در سرزمین‌های گرفتار، متعصب و اسیر در قوانین خشک عرفی و شرعی مثل افغانستان، عراق، ایران و… ملموس‌تر است. صحرا کریمی زنی […]

صحرا کریمی، فیلم‌ساز افغان، هم‌زمان با اکران «حوا، مریم، عایشه»
از تجربه‌هایش به «چلچراغ» می‌گوید

فاطمه رستمی

زنان و مبارزات آن‌ها در راستای برابری و عدالت‌طلبی مسئله‌ای ریشه‌دار است و وجوه متمایز آن در سرزمین‌های گرفتار، متعصب و اسیر در قوانین خشک عرفی و شرعی مثل افغانستان، عراق، ایران و… ملموس‌تر است. صحرا کریمی زنی از افغانستان است که با تحصیلات خود در زمینه فیلم‌سازی تا درجه دکتری و تجربه کار در سینمای اروپا به نوعی دست به مبارزه زده و از قلب نابرابری‌ها و محدودیت‌ها به موفقیت‌های بزرگی رسیده است و حالا فیلم «حوا، مریم، عایشه» به کارگردانی او در سینمای هنر و تجربه در حال اکران است؛ فیلمی که مثل سایر تجربه‌های کریمی نگاهی جدی به مسائل زنان دچار به فرهنگ جهان سوم دارد. در این شماره از مجله «چلچراغ» با او درباره دغدغه‌ها و دنیای سینمایی‌اش گفت‌وگو کردیم.

در اکثر فیلم‌ها و تجربه‌های شما زن یکی از اصلی‌ترین سوژه‌هاست و خیلی وقت‌ها قصه فیلم‌های شما بر اساس زندگی زن‌ها شکل می‌گیرد. فکر می‌کنید سینما چقدر برای بیان مشکلات زنان قابلیت دارد و شما تا چه اندازه می‌توانید دغدغه‌هایتان را بیان کنید؟
زنانگي و مسائل زنان به دور از هر گونه كليشه‌زدگي از موضوعات مهمي است كه من همواره به آن پرداخته‌ام. وقتي در اروپا بودم، زن و مهاجرت برايم اهميت داشت. وقتي به افغانستان آمدم، وضعيت، موقعيت و رابطه زنان در يك جامعه سنتي و مردسالار موضوع اصلي من بوده است. باور دارم سينما به عنوان يك مديوم روايي قوي مي‌تواند و قابليت منحصربه‌فردي دارد تا آن‌چه را من مي‌خواهم در قالب داستان‌هايم بگويم، انعكاس دهد. سينما تنها تفريح و تفنن نيست، بلكه انعكاس و در عين حال آينه تمام‌نماي جامعه است و قابليت خارق‌العاده‌ای براي ايجاد گفتمان فرهنگي و اجتماعي را دارد.
در فیلم «حوا، مریم، عایشه» می‌بینیم که زنان این قصه درنهایت همه در مطب یک دکتر جمع می‌شوند و هر سه زن درگیر بچه در شکمشان هستند. این اشتراکات می‌خواهد چه چیزی به مخاطب منتقل کند؟

من به روستاها و شهرهاي زيادي در افغانستان سفر كرده‌ام؛ گوش سپرده‌ام به درددل سنتي زن دورترين روستايي در دل يك كوه و هم‌چنين به حرف‌هاي زني كه با آخرين مدل اسمارت فون آشناست و با دنياي بيرون از افغانستان ارتباط دارد. فرقي نمي‌كند كه شما زن ساده روستايي يا زني از قشر متوسط شهري يا زني مدرن و مستقل باشيد؛ مادامي كه زير چتر جامعه‌اي سنتي زندگي مي‌كنيد و دچار مشكلي مشترك هستید كه جامعه سنتي تعريف و تفسير خود را از آن دارد، درنهایت همه به يك سرنوشت دچار خواهید بود و اين سنت‌ها، جهل و باورهاي عرفي اشتباه همه را به يك چشم مي‌بيند. زنان فيلم من هر سه متفاوت‌اند، اما هرسه با مسئله بارداري و مادر شدن مواجه‌اند و این مسئله باعث می‌شود از نگاه جامعه سنتی نگاهی یکسان به آن‌ها شود.
چرا قصه فیلم «حوا، مریم، عایشه» را در افغانستان روایت کردید؟ آیا امکان نداشت این داستان در کشور دیگری اتفاق بیفتد؟ افغانستان چه ویژگی‌هایی داشت که آن را مناسب این قصه دانستید؟
افغانستان وطن من است و دغدغه زنان افغانستان براي من خيلي مهم است. من مي‌خواستم و مي‌خواهم راوی روايت‌هاي زنان سرزمينم باشم؛ سرزميني كه زنان بسياري اختيار حرف زدن ندارند و جامعه سنتي و چهارچوب‌هاي تعريف‌شده اشتباه آن‌ها را محدود كرده است.
اگر شما آن‌قدر قدرت داشتید که می‌توانستید یکی از اصلی‌ترین مشکلات زنان افغان را به طور کلی حل کنید، کدام خواسته زنان افغان را برآورده می‌کردید؟ فکر می‌کنید امروز بزرگ‌ترین خواسته یا مشکل زنان افغان چیست؟
جواب اين سوال خيلي سخت است. چون زنان افغانستان در بخش‌هاي بسياري دچار محدوديت هستند، اما براي من مهم است كه نگاه به زن و هويت زنانه در افغانستان از ريشه تغيير كند. احترام به زن احترامي واقعي به معناي كلمه باشد و زن افغانستان حق انتخاب سرنوشت خود را داشته باشد. آن‌قدر مشكلات و محدوديت‌ها زياد است كه نمي‌شود به همين سادگي فقط نام برد.
با توجه به تجربه فیلم‌سازی در خارج از کشور خودتان و تحصیل و زندگی در اسلواکی، چه تفاوت‌هایی بین زندگی فیلم‌سازان زن افغان با اروپایی‌ها و دیگر خارجی‌ها دیدید؟
تفاوت بسيار است. نگاه سنتي به زنان خودش چالش‌هاي بسياري را روبه‌روي زنان قرار مي‌دهد. در جامعه‌اي كه شغل‌هاي كلاسيك و مقبول جامعه براي زن تعريف‌شده باشد، فيلم‌ساز بودن و سينماگر شدن نوعي تابوشكني بزرگ است.
فکر می‌کنید زنان فیلم‌ساز افغان تا امروز در زمینه هنری تا چه اندازه پیشرفت کرده‌اند و خودشان در رسیدن به این پیشرفت چقدر موثر بوده‌اند و چه نقشی در برطرف کردن محدودیت‌ها نسبت به گذشته داشته‌اند؟
زنان افغانستان در اين ١٨ سال مراحل بسياري را طي كرده‌اند تا توانسته‌اند موجب به وجود آمدن تغييرات بسياري شوند. پيمودن اين ١٨ سال براي زنان ساده نبوده است. بسياري تاوان دادند، اما در عرصه هنر پيشرفت‌ها بسيار انفرادي بوده است و به همين دليل تاثيرات هم خيلي كم. بايد جنبش و حركتي جمعي ايجاد شود كه متاسفانه نشده است، اما زنان افغانستان زنان بااستعدادي هستند كه اگر در بستر آموزشي درستي قرار بگيرند، دستاوردهاي بسياري خواهند داشت.
اگر مخاطب از شما بپرسد هدفتان از ساخت فیلم‌هایی با مضامین زنانه چیست، چه پاسخی می‌دهید؟
هدف من عبور از كليشه‌هاي رايج در مورد زنان و هم‌چنين روايت درست از وضعيت زنان سرزمينم است؛ نشان دادن لايه پنهان زنانگي زنان سرزمينم كه مي‌تواند خيلي جهان‌شمول باشد.
دوست دارید بعد از تماشای فیلم «حوا، مریم، عایشه» چه چیزی از این فیلم در ذهن مخاطبتان ته‌نشین شود؟
قصه‌ای متفاوت از افغانستان و زنان افغانستان.
آیا شما هم‌چنان نخستین و تنها زن در افغانستان هستید که مدرک دکترای سینما و فیلم‌سازی دارید؟ از این‌که چنین موفقیتی کسب کرده‌اید، چه احساسی دارید؟
بله، در مورد مدرك تحصیلي‌ام درست گفتید. من از اين‌كه ۱۰ سال از عمرم را صرف کردم و در رشته‌اي درس خواندم و تخصص پيدا كردم كه بسياري فكر مي‌كنند عمر تلف كردن است، حس خوبی دارم.

برچسب ها:
نوشته هایی دیگر از همین نویسنده: 40cheragh

نظر شما

دیگه چی داری اینجا؟