تاریخ انتشار:1399/04/05 - 16:02 | کد خبر : 7884

من فوبیا دارم

درباره وودی کتری پدر موسیقی فولک آمریکا وودرو ویلسون گتری در جولای سال ۱۹۱۲ در اکلاهاما به دنیا آمد. زندگی وودی پر از تراژدی بود. خواهرش کلارا در آتش سوزی خانه شان مرد. پدرش نیز در یک حریق دیگر جان سپرد. مادرش نیز دچار جنون شد و در بیمارستانی در شهر اکلاهاما درگذشت. خود گتری […]

درباره وودی کتری
پدر موسیقی فولک آمریکا

وودرو ویلسون گتری در جولای سال ۱۹۱۲ در اکلاهاما به دنیا آمد. زندگی وودی پر از تراژدی بود. خواهرش کلارا در آتش سوزی خانه شان مرد. پدرش نیز در یک حریق دیگر جان سپرد. مادرش نیز دچار جنون شد و در بیمارستانی در شهر اکلاهاما درگذشت. خود گتری نیز از بیماری مادرش بی‌بهره نبود.
گتری در ۱۹ سالگی شهرش را به مقصد تگزاس ترک کرد. او در آنجا ماری جنینیگز را ملاقات کرد و با او ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد. ولی سفرهای بی‌وقفه‌تری او را از خانواده دور نگه میداشت. در سال ۱۹۳۰ گتری موفق شد برای خودش نامی در شهر لس آنجلس دست و پا کند و آثار فولک اش کم کم سر از رادیوKFVD در آوردند. در سال ۱۹۳۹ گتری به نیویورک سیتی رفت و متوجه شد که آثارش هنوز به صورت منسجم در نیامده و کسی متوجه او نیست. گتری در نیویورک یکی از مهم ترین آلبوم هایش یعنی Dust Bowl Ballads را رکورد کرد. آلبومی که حاوی چندین ساعت ترانه و قصه و گفت وگو بود!
در سال ۱۹۴۰ گتری معروف ترین ترانه اش را نوشت. عنوان این ترانه بود: این زمین، زمین توست.

در میدان‌های این شهر
زیر سایه سقف‌های شکسته
در آستانه در شرکت‌ها
من مردمم را می‌بینم
آنها ایستاده‌اند، آنها گرسنه‌اند
آنها سؤال می کنند
آیا این زمین زمین من است.

در دوران جنگ جهانی گتری ترانه‌های ضد فاشیستی مینوشت و معتقد بود که استعدادش در دوران جنگ شکوفا شده و آثار ضدجنگش بهترین آثار او هستند. وودی حتی به ارتش پیوست و مدتی را در جنگ گذراند. جیم لانگفی دوست موسیقیدان گتری بعدها کتابی درباره گتری نوشت با عنوان من، گتری و سیسکو که در آن کتاب فتولی را به خاطراتش باگتری در جنگ اختصاص داد.
بعد از جنگ گتری کماکان موضوعات اجتماعی را در آثارش مدنظر داشت. یکی از معروف ترین ترانه هایش به نام Doportee درباره ۲۸ کارگر مکزیکی است که از آمریکا با هواپیمایی کهنه دیپورت شدند و هواپیمایشان سقوط کرد و همگی کشته شدند.
در دهه ۱۹۴۰ حال روحی و روانی گتزی خراب و خراب تر شد. رفتارهای اجتماعی او غیرقابل تحمل شد. ولی تا سال ۱۹۵۲ طول کشید تا دکترها فهمیدند که او به بیماری Huntingtons مبتلا شده است. در نهایت چون وجود او در خانه باعث می شد که فرزندانش در امان نباشند و به طور مداوم در خطر به سر برند، خانواده راضی شدند گتری در بیمارستانی روانی بستری شود. پس از درمان نسبی، گتری دوباره به عالم موسیقی بازگشت. عده زیادی از موسیقیدانان جوان در دهه ۵۰ با بهره برداری از موسیقی گتری قدم های بلندی را برای رشد و گسترش موسیقی فولک برداشتند. پتی سیگروسیسکوهوستون دو چهره بزرگ دیگر موسیقی فولک در آن سال ها بودند. اور
در نهایت مسیری که گتری طی کرد به باب دیلن ختم شد. کسی که موسیقی فولک آمریکایی را کاملا جهانی کرد. .
گتری در سال ۱۹۶۷ بر اثر بیماری ذکر شده که نوعی فوبیا است درگذشت. همسرش ماری همه پولی را که گتری از راه موسیقی کسب
کرده بود، برای راه اندازی یک مرکز بزرگ درمانی در راستای مبارزه با بیماری Huntingtons خرج کرد.
فولک در موسیقی به چه معناست و موسیقی فولک دقیقا چیست؟ این سؤالی است که خیلی وقت هاذهن ما را مشغول می کند. منظورم از ما کسانی است که موسیقی معاصر را با دقت دنبال می کنند و مرتب به ترکیباتی نظیر فولک معاصر، فولک راک، فولک الکترونیک و کانتری فولک بر می خورند. تعاریف مختلفی برای موسیقی فولک وجود دارد و در بسیاری از این تعریف ها موسیقی فولک را ترودشنال یا سنتی خوانده اند. کلمه فولک ارتباط مستقیم با بومیت دارد و موسیقی فولک ریشه در سنت های محلی و موسیقی مخصوص یک قوم و قبیله یا کشور دارد. موسیقی فولک را گهگاه موسیقی ملل یا موسیقی ریشه ها هم می نامند.
در بعضی تعریف‌ها موسیقی فولک این طور توصیف شده: فرم مردمی موسیقی که ریشه در سنت مردم یک منطقه داشته باشد. در دوران معاصر این فرم موسیقی معمولا توسط موسیقیدانان بسیار حرفه‌ای اجرا می شود که معمولا آشنایی کامل با موسیقی راک و آلترناتیو دارند.
در فرهنگ آمریکایی موسیقی فولک مستقیما با آثار کسانی همچون وودی گتری (woody Guthrie) ، باب دیلن، پتی سیگر (seeger) pete و جان باز (joan Baze) تعریف می شود.
اگر به دیکشنری های جهانی مراجعه کنید، موسیقی فولک این طور تعریف شده: موسیقی فولک به صورت تیپیک ریشه در سنت مردمان دارد و تصویرگر زندگی و دل مشغولی های آنها در کلونی هایشان است. مردم با هم می خوانند و می نوازند و معمولا کسی بیرون گود به عنوان نظاره گر نمی ماند!
در نهایت آنچه مشخص است اینکه موسیقی فولک کاملا سنتی است و همین طور به مقدار فراوانی ریشه در روزمرگی دارد و از این روبا موسیقی پاپ قابل قیاس است.
اشعار فولک عمومأ تصویرگر جزئیات زندگی یک قوم یا ملت هستند و گذشته و حال را در بر میگیرند و چندان به آینده نمی نگرند.
فولک در فرهنگ انگلیس به قرن هفدهم باز می گردد و ریشه در کلمه Volk که آلمانی است دارد. Volk یعنی مردم یا ملت. این کلمه زمانی در انگلستان به کار گرفته می‌شد که مردم معمولی دور هم جمع می‌شدند و ساز می‌زدند و می‌خواندند.
در قرن بیستم هنگامی که مرزهای هنر مرتب‌تر شد، فولک نیز معنی‌اش تغییر کرد و کم کم به فرمی از موسیقی اطلاق شد که از سنتها و گذشته حرف میزد. اما تکامل موسیقی فولک انگلیسی در دهه های ۶۰ و ۷۰ اتفاق افتاد.
جک نایت جالب ترین تعریف را برای موسیقی فولک دارد. او می گوید: هر ترانه ای که هنگام اجرا باعث شود لبهای مخاطبش به جنبش درآیند و کلمات را همزمان با اجراکننده تکرار کنند، فولک است. جالب است بدانید بویی آرمسترانگ که یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های جاز جهان است، گفته: همه موسیقی‌های جهان فولک است.
اما ارتباط موسیقی فولک با موسیقی کلاسیک اروپا در چیست؟ در دوره‌ای از تاریخ هنر که به عنوان دوران رمانتیک مشهور است، یکی از بزرگ‌ترین چهره‌هایی که برای اولین‌بار درباره موسیقی فولک حرف زد، جوزف هایدن بود. هایدن را پدر سنفونی می‌نامند.
بتهوون درباره موسیقی ایرلندی، ولزی و اسکاتلندی خطابه‌های فراوانی دارد و آنها را فولک نامیده. او در بیش از ۱۵۰ اثر خود نیز لحظاتی شبیه موسیقی فولک ایرلندی و … دارد که نشان دهنده علاقه عمیق او به این شاخه از موسیقی است. بعد از بتهوون بزرگ نوبت به فرانتس لیست، بر امس، چایکوفسکی و داوورک رسید که هر کدام به نوبه خود قطعه ای کلاسیک در قالب فولک بنویسند. قطعاتی که معمولا از فرم هیجان انگیزی برای حرکات موزون برخوردار بود.
بارتوک که از بزرگ ترین نوآوران موسیقی کلاسیک است نیز گرایشات خود را به موسیقی فولک در قطعات رقص مجاری نشان داده است.
موسیقی فولک در اروپای شرقی و بالکان پا در دوران کمونیست یا به عبارت صحیح تر سوسیالیست، حرکات موزون همراه با موسیقی فولک در تمام ممالک اروپای شرقی رواج داشت. گروههای روسی و لهستانی در سراسر اروپای شرقی سفر می کردند و مثل گروه های غربی تورهای دراز مدت به راه می انداختند. این تورها در بین سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۹۰ ادامه داشت. ولی بعد از ۱۹۹۰ به ندرت نمونه‌اش دیده شده. معروف ترین گروه فولک روسی نامش Red Army بود. آنها آلبوم‌های بی‌شماری رکورد کردند. بلغارستان نیز گروه های فولک فراوانی داشت. معروف ترین آنها گروه Le mystere بود. آنها حتی بعد از دوران کمونیست سر از رادیوهای اروپایی و مهم‌ترین برنامه موسیقی رادیویی در جهان یعنی برنامه john peel در آوردند. در رومانی و بالکان نیز گروههای مهمی فعالیت داشتند که از میان آنها orkestar Kocani هنوز هم به راه راست. در مجارستان گروه Muzika و خواننده معروفشان marta sebestyen در جهان شهره شد. آنها به واسطه تورهای بی شماری که در آمریکا به راه انداختند با اقبال عامه مواجه شدند. این گروه مجاری در ساخت موسیقی متن فیلم معروف بیمار انگلیسی نقش داشت و با گروه بسیار معروف Deep forest هم اجرا داشته است. جالب است که بدانید هم اکنون در بسیاری از شهرهای آمریکا و استرالیا گروه های موسیقی مجاری مشغول به کار هستند و تقریبا هر شهری در این دو کشور حداقل یک گروه فولک مجارستانی دارد. به جز گروه های بی شمار مجاری گروه‌های فولک ژاپن، هنگ کنگ، آرژانتین و حتی گروه‌های فولک اروپای غربی نیز در این شهرها مشغول به کارند. البته این گروه ها همگی با بهره‌گیری از یک فرم مشخص موسیقی فولک که همان دسته جمعی خواندن به همراه حرکات موزون است بهره برداری می کنند و ربط چندانی به آنچه موسیقی فولک معاصر می‌نامیم، ندارند.

برچسب ها:
نوشته هایی دیگر از همین نویسنده: 40cheragh

نظر شما

دیگه چی داری اینجا؟