تاریخ انتشار:1398/05/21 - 08:51 | کد خبر : 6722

نمی‌تونم اونی باشم که هستم

«در جست‌وجوی فریده» مستندی بود که تقریبا توانست سالن‌های سینما را پُر کند و تا حد زیادی این مسئله را مدیون رنگ‌بندی متنوع فرهنگی خود بود و تعادلی لطیف که بین غم و شادی برقرار می‌کرد

نگاهی به فیلم «در جست‌وجوی فریده»

شکیب شیخی

«در جست‌وجوی فریده» فیلمی مستند است که دو سال پیش به کارگردانی آزاده موسوی و کوروش عطائی ساخته شد و در ماه‌های اخیر از طریق سینمای هنر و تجربه پخش شد. یک فیلم مستندِ هنر و تجربه‌ باید ویژگی‌های مثبت زیادی داشته باشد، که طی چند ماهی که روی پرده می‌رود، تقریبا به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های حاضر در سینماهای ایران نامش بر زبان تماشاچیان بیاید. «در جست‌وجوی فریده» مستندی بود که تقریبا توانست سالن‌های سینما را پُر کند و تا حد زیادی این مسئله را مدیون رنگ‌بندی متنوع فرهنگی خود بود و تعادلی لطیف که بین غم و شادی برقرار می‌کرد. «در جست‌وجوی فریده» تماشاچی را به جست‌وجویی می‌کشاند و همین مسئله آن را به فیلمی قابل توجه تبدیل می‌کرد.

از غرب دور تا شرق نزدیک
یکی از نکاتی که بلافاصله توجه هر مخاطبی را به خود جلب می‌کرد، این بود که زنی مستقل از یک کشور اروپایی پیشرفته به ایران بیاید و در این کشور به سراغ یکی از کانون‌های گرم مذهبی و سنتی، یعنی مشهد، برود. وقتی چنین ترکیبی را داشته باشیم، ذهنمان به‌سرعت به یکی از این دو جهت کشیده می‌شود؛ بحث‌هایی داغ و پرتنش بین نگاه‌های مختلف و هم‌زیستی مسالمت‌آمیزی که در آن هر نوع تفاوتی اساسا مطرح نمی‌شود. فیلم اما هیچ‌کدام از این دو راه را نرفت. از مسئله روبوسی کردن تا سوال «ایشون چه دین و مذهبی دارن؟» و به طور کل حجابی که در اماکن مختلف چه به لحاظ قانونی و چه به لحاظ اجتماعی تعیین می‌شد، نشان‌دهنده تفاوتی بود که این دو دسته از افراد با هم داشتند. این تفاوت‌ها از سوی دیگر به بحث و کشمکش هم نمی‌کشید، بلکه زیر سایه مسئله‌ای بسیار بزرگ‌تر قرار می‌گرفت؛ عشق.
عشقی که طرفین این معادلات به هم داشتند، باعث شده بود که اوقاتی نسبتا خوش را کنار هم بگذرانند و دقیقا این برجسته شدن عشق بود که مسئله «دل‌تنگی و اشتیاق» را پررنگ‌تر می‌کرد. کمتر مسیری را می‌توان تصور کرد که با طی کردن آن، حس دل‌تنگی طرفین برای هم، بیش از این برجسته می‌شد. سه خانواده دل‌تنگ دختر یا خواهرشان بودند و یک دختر هم دل‌تنگ خانواده‌اش. همیشه این سوال مطرح بود که آیا فریده دختر یکی از آن خانواده‌هاست یا خیر– که البته این سوال در انتها هم به پاسخ خود رسید- اما مبهم بودن پاسخ این پرسش در طول مدت فیلم باعث نمی‌شد که از حس دل‌تنگی آن‌ها برای یکدیگر فاصله بگیریم. خانواده‌ها دلشان برای «مفهوم» دختر یا خواهر تنگ شده بود و فریده هم دلش برای «مفهوم» خانواده. همین رویه ساده باعث شد دیگر درگیر اشخاص خاصی نباشیم که مقابل دوربین می‌بینیم، بلکه تصویر و تصوری از خانواده در ذهن هر یک از ما برجسته شود که با هر وضعیتی می‌توان برایش دل‌تنگ بود. ساختن یک تصویر ذهنی از خانواده یکی از عوامل مهمی بود که توانست «در جست‌وجوی فریده» را به فیلمی نسبتا ماندگار در ذهن تماشاچی بدل کند.

قهوه با شیر و شکر
مهم‌ترین ویژگی «در جست‌وجوی فریده» احساساتی انسانی بود که برجسته می‌شد و مقابل چشم‌های تماشاچیان حرکت می‌کرد. این احساسات عمدتا از جنس درد دل‌تنگی و فقدان بودند، اما نکته برجسته این فیلم لحظاتی بود که تماشاچیان را از ته دل به خنده می‌انداخت. چرا این لحظات برجسته بودند؟ برای پیدا کردن پاسخ این سوال کافی است به فضای عمومی «لحظات خنده‌دار» سینمای ایران نگاهی بیندازید؛ عمدتا یا کسی اشتباهی به زمین خورده، یا با احتمالی بیشتر، کسی شوخی 18+ با شخصی دیگر کرده‌ است.
لحظاتی مانند مسئله‌ای که سر روبوسی ایجاد شده بود، در عین حال که تنوع و رنگ‌بندی فرهنگی متفاوت را نشان می‌داد، از سوی دیگر هم تماشاچیان را به خنده می‌انداخت و این خنده، از جنس خنده‌های زندگی واقعی بود. توجه کنید که «در جست‌وجوی فریده» یک فیلم مستند است. بسیاری از مدافعان فیلم‌های به اصطلاح «کمدی» سینمای ایران، شوخی‌های عجیب این فیلم‌ها را به این استدلال توجیه می‌کنند که «این شوخی‌ها در کوچه و خیابان هم وجود دارد». این جمله به خودیِ خود درست است که آن شکل از مکالمات در کوچه و خیابان وجود دارد، اما این استدلال به‌هیچ‌وجه توان توجیه بار داستانی پایین آن فیلم‌ها را ندارد. هیچ‌کس نمی‌گوید چرا مردم را می‌خندانید؟ همه می‌گویند چرا جز خنده‌های لحظه‌ای هیچ دستاوردی برای سینمای ایران ندارید؟ از بین فیلم‌های کمدی به‌شدت پرفروش سال‌های اخیر سینمای ایران، به اندازه انگشت‌های دو دست، تکه کلام‌ها یا صحنه‌های خنده‌دار به جا نمانده است، اما هنوز بخش‌هایی از بعضی سریال‌های طنز ابتدای دهه 80 در ذهن تمام مردم به‌خوبی مانده است. در نقطه‌ای که تقریبا تمام نویسندگان و کارگردانان پرکار عرصه طنز و کمدی، تا حد زیادی «لودگی» را دست‌مایه ویترین فیلم‌ها کرده‌اند، «در جست‌وجوی فریده» پیشنهادی جدی است که می‌توان در لحظاتی از آن درحالی‌که اشک در چشم‌ها حلقه زده، از ته دل خندید. به طور کل، تا این‌جای سال 98 «در جست‌وجوی فریده» بهترین پاسخ به این سوال بوده: سینما بریم چه فیلمی ببینیم؟

نظر منتقدان
بازیابی هویتی انسانی در سینما موضوع تازه‌ای نیست و بارها شاهد ساخت چنین آثاری در سینما بوده‌ایم، اما «در جست‌وجوی فریده» برگ برنده‌اش پرداخت درست و به‌اندازه از همین بازیابی هویتی است.
مصطفی یوسف‌زاده

«در جست‌وجوی فریده» فیلمی کامل و تاثیرگذار است که در گروه محبوب هنر و تجربه اکران می‌شود. فیلمی که ارزش چند باره دیدن را نیز دارد.
سمانه استاد

برچسب ها:
نوشته هایی دیگر از همین نویسنده: شکیب شیخی

نظر شما

دیگه چی داری اینجا؟