181

علی معروفی

تصویرگر: مسعود رئيسی

برآمد به شورا یکی شور و شر
همه خون و آتش، همه دردسر

دو شیر ژیان آتش افروختند
به شمشیر و گرز و کمان و سپر

به کشتی گرفتن درآویختند
دو تا پهلوان و دو تا نامور

یکی‌شان دبیر است و پرخاش‌جو
یکی‌شان جدید است و پرخاش‌گر

پس از مشت‌بازی یلان سترگ
گرفتند هر دو دوال کمر

به لرزش زمین گشت اندر همی
به گردون برآمد هزاران شرر

پر از خون و خوی گشت شورای شهر
به سوزش درافتاد سمع و بصر

بریدند و کندند و آتش زدند
چنان نامداران عصر حجر

جهان پیش چشمانشان تیره شد
رئیس و نماینده بی‌خبر

خلایق ز وحشت همه در گریز
یکی از خیابان، یکی از گذر

گروه نمایندگان پخش گشت
همه بی‌شکیب و همه دربدر

***

چه بوده است ما را چنین انتخاب
سراسر زیان و سراسر ضرر

ز دوری صندوق باشد چنین
بلاها که آید وطن را به سر

به چاپار و پیک و تلگرام زود
بگویید با مردمان این خبر

اگر رای دیگر ز ما خواستند
از این سان نمایندگان الحذر!

شماره ۷۰۸

یک جواب دهید