آخرین بارقه امید

68

درباره ما و امیدهایمان در این چهار سال

محمد ایمانی

اگر بخواهم نگاهی به اوضاع ایران طی چند ساله اخیر بیندازم، هنگامی کسی در رأس قوه مجریه بود که هر سخنش مایه سرافکندگی ملت می‌شد‌‌‌‌‌‌‌‌، و تورم کمر مستضعفین را روز‌ به روز خمیده‌تر می‌کرد‌‌‌‌‌‌‌‌، هر روز خزانه خالی‌تر و جیب عده‌ای پرتر می‌شد و درنتیجه فاصله طبقاتی هر روز بیش از دیروز می‌شد، کسی که در جیب کاپشن خود همواره فهرست مفسدین را داشت‌‌‌‌‌‌‌‌، قطورترین پرونده‌های مالی را در دوره او شکل گرفت. از جهت بین‌المللی ما سال‌ها بود در انزوای نسبی فرو رفته بودیم و در مسئله هسته‌ای شش قطع‌نامه شورای امنیت علیه ما صادر ‌شده‌ بود و نتیجه آن تحریم‌‌‌‌‌هایی فلج‌کننده بودند‌‌‌‌‌‌‌‌. از لحاظ فرهنگی و هنری هم فضای مناسبی به کشور حاکم نبود. اما با ثبت‌نام آیت‌الله هاشمی در واپسین دقایق نام‌نویسی‌‌‌‌‌‌‌‌، امید به مردم بازگشت و با رد صلاحیت وی، جامعه در جهت فرورفت با اعلام شورای نگهبان صلاحیت هشت نفر و محمدرضا عارف و حسن روحانی احراز شد؛ با کناره‌گیری محمدرضا عارف‌‌‌‌‌‌‌‌، بار دیگر روزنه امیدی گشوده شد‌‌‌‌‌‌‌‌. روحانی آمد و گفت: «بگذاریم که سینه‌ها از کینه‌ها پاک شود‌‌‌‌‌‌‌‌. بگذاریم که آشتی به جای قهر، و دوستی به جای دشمنی بنشیند‌‌‌‌‌‌‌‌. بگذاریم که اسلام با چهره رحمانی‌اش، ایران با چهره عقلانی‌اش، انقلاب با چهره انسانی‌اش و نظام با چهره عاطفی‌اش هم‌چنان حماسه بیافرینند.»
روحانی آمد برای ایران‌‌‌‌‌‌‌‌. در همان صد روز اول توافق ژنو را انجام داد و تورم را با کاردانی تمام مهار کرد. در ادامه دولت تکمیل شد و کارها به نحو بهتری به پیش رفت. فرجی دانا با تکیه بر منش اصلاح‌طلبی، تبدیل به وزیر محبوب دولت شد، جنتی در همان سال نخست مورد تحسین اصحاب هنر و فرهنگ قرار گرفت و از سوی دیگر بهبود گسترده اقتصادی در همان سال نخست احساس شد. درنهایت با مهارت تمام برجام به تصویب رسید و اجرایی شد و مجلس امید مستقر شد. پس از روی کارآمدن مجلس امید، دولت که در زمینه سیاست داخلی دیگر تب و ‌تاب سال اول را نداشت، فرصت را غنیمت شمرده و اقدام به تغییر در سه وزارت‌خانه در حوزه مسائل داخلی کرد.
من همیشه ایران را دوست داشتم و گمان می‌برم که این عشق با همه ما قرین باشد و گمان نمی‌کنم فردی پیدا شود که به ایرانی بودن خودش افتخار نکند و نگران آینده ایران و مشکلاتش نباشد. همه دلشان می‌خواهد ایران را بزرگ و سرافراز ببینند. گرچه هنوز مشکلات بسیار زیادی وجود دارد، ولی نسبت به چهار سال قبل شاهد رشد بسیاری هستیم. دیگر رشد قیمت‌ها مثل گذشته، یک رشد شدید نیست و یک رشد بسیار ملایم را مشاهده می‌کنیم. دیگر ایران یک کشور منزوی چهار سال قبل نیست، هر چند شاهد رکود هستیم، ولی همچون گذشته هر روز سفره‌ها کوچک نمی‌شوند. هرچند هنوز هم شاهد مشکلاتی برای تشکل‌‌‌‌‌های سیاسی هستیم، ولی فضا همچون چهار سال گذشته نیست. درواقع می‌توان گفت: مهم‌ترین فرق الان با چهار سال قبل امید است. امید پایه اصلی آینده‌نگری، برنامه‌ریزی و پیشرفت است. کشور برای بهبود فضا نیاز به امتداد اعتدال دارد‌‌‌‌‌‌‌‌. ما در آستانه حساس‌‌‌‌ترین‌ انتخابات تاریخ کشور قرار داریم. آنان که خود عامل اصلی وضعیت فعلی کشور هستند، در مواجهه با دکتر روحانی، شعار‌های پوپولیستی فراوان سر می‌دهند؛ شعارهایی که پیش‌‌‌تر نتیجه‌اش را به‌وضوح دیده‌ایم. اکنون نهال کوچک امید در حال رشد است؛ مبادا با عملی به غیر از اعتماد مجدد به دکتر روحانی، این نهال را با دستان خویش نابود کنیم و مبادا اشتباهمان در سال ۸۴ را دوباره تکرار کنیم.

شماره ۷۰۵

یک جواب دهید